السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

429

تفسير الميزان ( فارسي )

بعضى « 1 » گفته‌اند : كلمه « اخرى » در باطن منصوب است ، تا عطف باشد بر كلمه « هذه » و تقدير كلام « و عجل لكم غنائم اخرى » است . بعضى « 2 » ديگر گفته‌اند : منصوب است اما با فعلى كه حذف شده ، و تقدير كلام « و قضى غنائم اخرى » مىباشد . بعضى « 3 » ديگر گفته‌اند : در باطن مجرور است و عامل آن كلمه « رب - چه بسا » است كه در تقدير مىباشد ، و تقدير كلام « و رب غنائم اخرى » است . ولى هيچ يك از اين وجوه خالى از وهن نيست . و مراد از كلمه « اخرى » در آيه - به طورى كه گفته‌اند « 4 » - غنيمتهاى جنگ هوازن است . بعضى « 5 » هم گفته‌اند : مراد غنائم فارس و روم است . و بعضى « 6 » گفته‌اند : مراد فتح مكه است ، چيزى كه هست موصوف آن حذف شده ، و تقدير كلام « و قرية اخرى لم تقدروا عليها » است ، يعنى : و قريه اى ديگر كه قادر بر فتح آن نبوديد . وجه اول از ميان اين وجوه از همه نزديكتر به ذهن است . * ( « وَلَوْ قاتَلَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوَلَّوُا الأَدْبارَ ثُمَّ لا يَجِدُونَ وَلِيًّا وَلا نَصِيراً » ) * اين آيه پيشگويى ديگرى است كه در آن خداى تعالى از ناتوانى كفار در قتال با مؤمنين خبر مىدهد ، و مىفرمايد كه : كفار هيچ وليى كه متولى امورشان باشد و هيچ ياورى كه نصرتشان دهد ندارند . و خلاصه اينكه : نه خودشان ياراى قتال دارند و نه كمكى از اعراب دارند كه ياريشان كنند . و اين پيشگويى فى نفسه بشارتى است براى مؤمنين . * ( « سُنَّةَ اللَّه الَّتِي قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّه تَبْدِيلًا » ) * كلمه * ( « سُنَّةَ اللَّه » ) * مفعول مطلق است براى فعلى مقدر كه تقديرش « سن اللَّه سنة » است ، و حاصلش اين است كه : ايمان سنتى است قديمى از خداى سبحان كه انبياء و مؤمنين به انبياء را در صورتى كه در ايمان خود صادق و در نياتشان خالص باشند بر دشمنانشان غلبه مىدهد ، و تو هرگز براى سنت خدا تبديلى نخواهى يافت . هم چنان كه در جاى ديگر فرموده : « كَتَبَ اللَّه لأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِي » « 7 » و آنچه صدمه و شكست كه مسلمانان در جنگهاى خود ديدند به خاطر پاره اى مخالفتها بوده كه با خدا و رسولش مرتكب شدند . * ( « وَهُوَ الَّذِي كَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ عَنْهُمْ بِبَطْنِ مَكَّةَ مِنْ بَعْدِ أَنْ أَظْفَرَكُمْ عَلَيْهِمْ . . . » ) * ظاهرا مراد از نگهدارى دست هر يك از دو طائفه از آزار به طائفه ديگر ، همان صلحى

--> ( 1 و 2 و 3 و 4 و 5 و 6 ) روح المعانى ، ج 26 ، ص 110 . ( 7 ) خدا مقدر كرده كه همواره من و پيامبرانم غالبيم . سوره مجادله ، آيه 21 .